تبليغاتX
زنگ ریاضی - خداحافظی

به نام یکتای هستی بخش

به نام خدایی که خلق میکند و می میراند . به نام او که اولین بود و اخرین خواهد بود . به نام عطا کننده ی بی نیاز . به نام او که امید داریم از همه ی تقصیراتمان بگذرد.

اری خدایی که از سوی او می ائیم و شتابان به سویش خواهیم رفت. خدایی که تنها دوستمان  در فراز و نشیب های زندگی است.

خدایی که را سعادت را به ما می اموزد . خدایی که از سر دوستی و شفقت خار ها و سنگ های خار خاری را از سر راهمان بر میدارد.خدایی که ما را از ان چه شایسته ی انیم دریغ نمیکند.

اری ، به حقیقت خدا راه را بر ما گشود . اما ما را چه شده است که در کمال وقاحت به دوستیش پشت کرده ایم. ما را چه شده و چه وعده های دروغینی داده اند که این چنین صمیمی ترین دوستمان را ، با افکار و اعمال و ایده و ...، پشت کرده و مشتاقانه رو به سوی دشمنمان کرده ایم.

خدایا ،  مگر تو همان نیستی که  که به ما حیات دادی و از ابتدای خلقت تا به اکنون پشتیبان و حامیان بوده ای .خدایا ما را چه شد که این چنین جسورانه این ننگ را به حمایل کرده و از شما روی گردانیم.مگر تو همان نبودی ، نیستی  و نخواهی بود که ما هر صبح و شام و لو از روی عادت از عظمت و شکوهت بر خود میلرزیم تا انجا که قامتمان خمیده میشود و در نهایت خود را روی زمین می اندازیم.

خدایا ما را امتحان بس ، دیگر یارای ان را نداریم که هر روز و هر ساعت و دقیقه و حتی ثانیه پای جلسه امتحان برویم . مگر چند بار میشود شکست خورد. خدایا سال تحصیلی ما را به پایان ببر.

و اما علت خداحافظی از وبلاگ و وبلاگ نویسی.

در این دنیای مجازی افراد و کسانی وجود دارند که ارزش ندارند ، ما با انها هم کیش و هم سنخ باشیم.در اسلام داریم که اگر نتوانستی به طور مسالمت امیز با همسایه خود کنار بیائی ، از انجا مهاجرت کن.گرچه باید ایستاد و صحنه را از نا اهلان گرفت . ولی با دستی پر از اراده و امید و پشتکار . من میروم ولی شما دوستان که میتوانید، باستید و صادقانه در جهت تحقق اهداف عالیه خود گام بردارید.

من در طول دوران 8-9 ماه وبلاگ نویسی چیز هایی بس گرانقدر اموختم . از بعضی معرفت و از دیگری تواضع و از هر کدام از شما صفتی نیکو  در ذهن دارم.

دوستان عزیز بدانید که ان که ما را افرید و تنهایمان نگذاشت ، تنها کسی است که میتواند ما را به انجا که هدفمان هست ، هدایت کند.

من به وفور و بعضا از روی تعمد بر خلاف چنین هدایتی گامهایی لرزان لرزان برداشتم. اما بعد از برداشتن چند گام ، یواشکی احساس کردم کسی گوشم را پیچ می دهد. ولی وقتی عقبم را نگاه کردم ، دیدم ،... ، ای کاش نمیدیدم.

دوستان و جوانان عزیز ، چه عزیزان بوشهری و چه ریاضی دوستان و حتی کسانی که در اموزش و پرورش افتخار همکاری انها را دارم ، عاجزانه و خاضعانه از شما می خواهم در راستای داشتن ایرانی اباد و مقتدر و کشوری انگونه که خالقمان میخواهد ، مجدانه گام برداریم.

حال شاید این سوال در ذهنتان تداعی گردد و ان اینکه چرا خودت (مسئول وبلاگ ) ،  در عرصه دنیای مجازی میدان را خالی کرده ای .

در پاسخ این ابهام احتمالی ، این را بگویم که چون دوستان و بزرگوارانی را میشناسم که میدانم به یقین این بار مسئولیت را به نحو مطلوب انجام میدهند. و من بر خود واجب دانستم در عرصه و میدانی دیگر که بتوانم بهتر موثر واقع شوم به فعالیت مشغول شوم.

این نکته را متذکر شوم  و ان اینکه ان عده از افراد نا اهل که از انان سخن به میان امد .مسلما و قطعا و قهرا شما نیستید.

در پایان از همه دوستان و بزرگواران میخواهم ، اگر در کامنتی و یا در وبلاگم موجبات ناراحتی کسی را فراهم کرده ام ، مرا ببخشد.

در پایان

بذار ادما بدونن

میشه بیهوده نپوسید

میشه خورشید شد و تابید

------------------------------------------

خدا حافظ

وبلاگ

و

وبلاگ نویسی

-----------------------------------------------

ایام به کام / خدانگهدار

+ نوشته شده توسط عبدالحمید در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 2:19 قبل از ظهر |