تبليغاتX
زنگ ریاضی - تقدیمی

سلام

 این متن رو تقدیم میکنم به یکی از بهترین دوستانم ، او که ...../

کاش قلبم درد تنهايی نداشت ، چهره ام هرگز پريشانی نداشت

یا که من نمیگشتم با تو آشنا ، یا که تو از من نمی گشتی جدا

___________________

به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."

به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم."

____________________

روي دروازه قلبم نوشتم:    ورود ممنوع!

دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و باز گشت.

اميد مضطرب آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.

آرزو با دلهره آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.

عشق خنده کنان آمد. گفتم خوانديش. گفت: من سواد ندارم!
___________________ 

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند...

ایام به کام / خدانگهدار

+ نوشته شده توسط عبدالحمید در یکشنبه دوازدهم تیر 1384 و ساعت 0:17 قبل از ظهر |